|
اِنّا اَنزلناه فی لیله القَدر وَ ما ادرکنا ما لَیلَهُ القدر لیله القدر خَیرٌ مِن الفِ الشّهر تنزّل الملائکه و الرّوح فیها باذن رَبّهِم مِنْ کُلِّ اَمرْ سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطلَعُ الفجر و تو چه دانی که شب قدر چه شب عظیمی است... + نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385 0:31 توسط امیر |
سلام دوستای خوبم از همه دوستای خوبم شرمندم که بی معرفتی کردم و بهشون سر نزدم . راستش خودمم نفهمیدم چه بلایی سرم اومد. یه تشکرویژه از اون دوستایی که تو این مدت بهم زنگ زدن و تنهام نذاشتن و از همه اونهایی که با نظرای همیشه خوشکلشون قدرت برگشتن رو به من دادن. همتون رو از ته قلبم دوست دارم. اینقدر زیادید که نمی تونم اسم همتون رو بنویسم :شیما جون٬ پانی٬ مریم ٬انیسا ٬ محمد حسین ٬ فرشته ٬ندا ٬بهنام ٬ ستاره ٬ عاطفه ٬ فرنوش٬ آیدا٬ سارا٬ نانسی ٬ نرگس ٬ مینا ٬ ساناز ٬ امیر و سارا ٬ ژیلا ٬ سینا و بردیا ٬ پریا ٬ مدیسا ٬ گیلدا ٬ سمیه ٬ پروانه ٬ و هاله و ... ... راستش فکرمیکردم که تنهام ولی دقت که می کنم میبینم خیلی دوست خوب دارم که میتونم بهشون فکر کنم. الان شمالم ٬ واسه دانشگاه اومدم نه تفریح اما جای همه خالی . سعی میکنم دوباره شروع کنم . میخوام خواهش کنم که تنهام نذارید. یا علی... + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 20:50 توسط امیر |
|