تبليغاتX
ساده ام مثل سایه

ساده ام مثل سایه

 

 

با من باش

 لحظه ای با من باش !

فقظ لحظه ای٬

برای رضایت دلی

که در گرفته ترین ناحیه بارانی اش٬

بار ها رو ییده ای...

 

دمی را با من باش !

پر تپش

از چشمانت می سرایم.

بی آنکه بخواهم

فاش می شوم.

 

بی آنکه بدانم

دل می بندم.

تو به عشق ناگزیری و

من ٬به تو!

 

با من باش !

در رنجش ثانیه های بی سرزنش٬

ترانه ای همرنگ چشمان بی غبار تو ٬

سپید می کنم.

روی غبار نفس های آینه ایت٬

با سر انگشتان لرزان و عاشقم!

نبض نگاهم را٬

قلم می زنم .

 

و با دلی به وسعت آسمان

ستاره ها را بر چشمانت٬

سنجاق می کنم.

 

فرصتی نمانده!

برایم حرف بزن.

شعری بخوان.

برای آمدنت که هیچ٬

برای بدرقه ات ٬

 رنگین کمان هم می میرد ...

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 9:57 توسط امیر |



 




حالا که رفته ای


لجم مي‌گيرد از اين زندگی



از اين خانه

 

از این تختخواب



بي عطر حضور تو

 

كه بوي تعفن مي‌دهد



از اين شهر



از اين كشور



كه قانوني براي رسيدن من به تو وضع نكرده است

 

از خودم هم بدم می آید




حالا كه رفته اي



ساعتها به اين مي‌انديشم



كه چرا زنده ام هنوز؟



مگر نگفته بودم كه بي تو مي‌ميرم؟



شاید خدا يادش رفته است مرا بكشد


 

شاید هم تو قرار است برگردي ؟







حالا كه رفته اي



قلم شود دست شاعري كه



خدا را



به عشقت فروخت خوب من

 

 

 

حالا که رفته ای

 

دیگر شعر هم به گل مانده

 

 

...

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 17:59 توسط امیر |


 

 

مرا تبعید کن


به تلخ ترین فنجانی که پدر بزرگ می نوشید


به کنج تاریک ترین کوچه ای که عشق بازی می کردیم


به دورترین معبدی که انجیر داشت


مرا تبعید کن


پای همه محضرها امضاء داده ام


به همه لحظه ها دخیل بسته ام


خودم را به همه پاسپورتها سنجاق کرده ام


مرا تبعید کن


به حیاط  گیلاسی که پر از ملافه سفید بود


به شالیزارهای ترک خورده همسایه مان


به آخرین ترانه ای که رقصیده ام

 


مرا تبعید کن


مرا از مرزها نترسان


لعنت به هر چه جغرافیا که مرز دارد


لعنت به هر چه مدرسه که جغرافیا دارد


لعنت به هر چه من که مدرسه می رود


درس نمی خواند


عاشق می شود


پیر می شود


تبعید نمی شود


... مرا تبعید کن

 

فقط همین...

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 10:32 توسط امیر |


 

خداوندا.....


در اين سالي که در پيش است


نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي اما


براي دوستان مهربان من


عطا فرما


هزار اميد


هزار و سيصد آگاهي


هزار و سيصد و هشتاد بهروزي


هزار و سيصد و هشتاد و هفت لبخند زيبا را....

 

 

 

سال ۱۳۸۷ مبارک

 


+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 12:41 توسط امیر |


 

مرگ رنگ

مرگ رنگ

 

دیر گاهی است در این تنهایی

رنگ خاموشی در طرح لب است.

 

بانگی از دور مرا می خواند ٬

لیک پاهایم در قیر شب است .

 

رخنه ای نیست در این تاریکی :

در و دیوار بهم پیوسته

سایه ای لغزد اگر روی زمین

نقش وهمی است زبندی رسته .

 

نفس آدم ها

سر بسر افسرده است.

روزگاری است در این گوشهء پژمرده هوا

هر نشاطی مرده است.

 

دست جادوئی شب

در به روی من و غم می بندد.

می کنم هر چه تلاش٬

او به من می خندد.

 

نقش هایی که کشیدم در روز ٬

شب ز راه آمد و با دود اندود.

طرح هایی که فکندم در شب ٬

روز پیدا شد و با پنبه زدود

 

دیر گاهی است که چون من همه را

رنگ خاموشی در طرح لب است.

جنبشی نیست در این خاموشی٬

دست ها ٬ پاها در قیر شب است...

  

سهراب سپهری

 

 

 

www.loknat.blogsky.com

وبلاگ ديگه ما

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 13:37 توسط امیر |


 

 

از روز عشق ایرانی چه می دانی ؟

 

 

        کمتر کسی است که بداند در ایران باستان٬ از بیست قرن پیش از میلاد٬ روزی

 

 موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی

 

دقیقا مصادف است  با ۲۹ بهمن ٬ یعنی تنها ۴ روز پس از ولنتاین فرنگی !!!!

 

این روز " سپندار مذگان " نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان

 

" روز عشق " به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز

 

 حساب می کردند وعلاوه براسامی ماهها ٬هر یک از روزهای ماه نیز نامی داشتند. 

 

بعنوان مثال روز اول را " اهورا مزدا " و روز دوم را روز بهمن

 

 ( سلامت ٬ اندیشه ) که نخستین صفات خداوند است  و روز سوم را اردیبهشت

 

یعنی"بهترین راستی و پاکی"که باز ازصفات خداوند است٬روز چهارم شهریوریعنی

 

 "شاهی و فرمانروایی آرمانی"که خاص خداست و روز پنجم"سپندارمذ"بوده است. 

 

"سپندارمذ " لقب ملی زمین بوده است یعنی گستراننده ٬ مقدس ٬ فروتن.

 

 زمین نماد عشق است چون با فروتنی ٬ تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد.

 

 زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود

 

 امان داده است. به همین دلیل در فرهنگ باستان  " اسپندار مذگان " را

 

 بعنوان نماد عشق می پنداشتند... 

 

 

 

اما من به رسم ادب این روز زیبا رو به همه دوستان  عزیزم تبریک میگم

 HAPPY  VALENTNE'S  DAY

اینم هدایای وبلاگی من به دوستای گلم:

 

 

تازه اینم هست :

 

 

امیدوارم همه روزها براتون پر از عشق و دوستی باشه. 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 9:34 توسط امیر |


 

 

جای چشم‌های تو که خالی می‌شود


تفاوت از بین می‌رود


میان دیدن و نشنیدن و آمدن و نماندن...


*****


انگار زندگی تعصب‌اش را


از دست می‌دهد


نسبت به گل‌های شمعدانی و شب‌بو


که بپژمرند


*****


من


بی‌تو


هی مرگ را تجربه می‌کنم


و ظلمت را


و پوکی را


و به گیج ِ باد افتادن ِ چون بال ِ کنده‌شده‌ی سنجاقک


******


چه رخوتی دارد پاشدن از خواب


وقتی چشم‌های تو


در انتظار نباشد

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386 20:15 توسط امیر |


 

من امید را یافته ام

تازگیها سراغ روستای دور دستی را گرفته ام

که می گویند

غروب که می شود

دخترانش ، ته مانده هاي خورشيد را

از كاهگل بامها مي روبند

و در فانوس ها مي ريزند

و فانوسهايش

گمان مي كنند كه جانشين خورشيد اند

زنان آنجا ، دلشان كه مي گيرد

پروانه هاي مرده را

بر آويز پرده پولك دوزي مي كنند و مي گريند

...

شنيدم

مردان آن،  هنوز هم به سادگي يك سلام عاشق مي شوند

حتي پروانه ها هم به پاي هم پير مي شوند

...

كسي شاخه اي از بهار را نمي شكند

كسي تابستان را در طعم يك ميوه خلاصه نمي كند

هيچ پرستوئي پائيز را كوچ نمي كند

و گنجشك هيچ زمستاني گرسنه نمي ماند.

راستي تو همسفرم مي شوي؟

يادت هست كه گفته بودي...

آری ٬ من نشانی اش را یافتم

 

 

بخشی از آرشیو گذشته ...

 

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386 19:33 توسط امیر |


 

 بهار همين جاست

یادت هست

سراغ بهار را از من گرفتی ؟

و گفتم یک چند صباحی است که از آن بی خبرم ؟

راستش بی مقدمه نشانی از بهار یافتم

گفتم تو را هم خبر کنم

که بی تاب رفتنش بودی.

آخر هر چه نباشد

پرستو با بهار نسبت دارد.

دیشب که در کوبه باد و باران پاییزی

پرستو خودش را  به شیشه خاطراتم کوبید

فهمیدم

بهار همین جاست

هیچ وقت هم نرفته بود

یعنی اصلا بهار رفتنی نیست

...

خوب که پنبه دلم را زدم

صدای خنده بهار را به وضوح شنیدم

گوش کن

شنیدی ؟

بهار همين جاست

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386 20:40 توسط امیر |


 

 

دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران می خوانند

و عده ای می گویند :

آه چه زیبا!!!!

 

بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند

دلمان خوش است به لذتهای کوتاه

به دروغهایی که از راست بودن قشنگ ترند

به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا عاشقمان شود !!!!!

 

با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم

دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی

و وقتی چیزی مطابق میل مان نبود

چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم

همه چیز را که زمانی برایمان دنیایی بود

 

گاهی شکسته ای را بند می زنیم

 و گاهی آخرین بند را می گسلیم

شاید می بایست

"عشق ورزیدن را از کویر بیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید"

شاید هم ...

اصلا خدا را چه دیده ای

شاید باید گذاشت و گذشت

 

 

+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386 20:51 توسط امیر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

این مثنوی حدیــث پریشانی من است
بشــنو که سـوگنامه ویرانی من است
اینجا نه اینکه شـــام غریبان گرفته ام
بلکه به یمن آمـدنت، جان گرفته ام
گفتی غـزل بگو، غزلم، شور و حال مرد
بعد از تو شــــعر فنا شد ، خیال مرد
گفتم نرو که تیره شـــود زندگانی ام
با رفتنت به خاک سیه می نشانی ام
وقتی نقاب محور یکـــرنگ بودن است
معیار مهر ورزیمان ، ســنگ بودن است
دیگر چه جای دلخوشی و عشق بازی است
اصلاَ کدام احمق از این عشق راضی است؟...





رهگذر بی خبری ؟!!!
من خبر تازه فراوان دارم
خبر من مشنو و به من هیچ مگو ، زود برو
که تو را طاقت بشنیدن این تازه خبر نیست
برو...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

*خودم توي بلاگ اسکای*
****فرشته مهربونم****
**** شاميلاي عزيز****
****شيداي مهربون****
**** ندا خانم عزیز ****
**** مينا مهربوني ****
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته چهارم خرداد 1387

هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385



پیوندها

* سينا و برديا *
* بانوي سرخ پوش *
* مائده *
* ستاره و داداش *
*امير تيامي *
* سارا جوراب بوگندو *
* هاپو *
* مهتاب *
* پانيذ *
*حديث و شادي*
* عسل *
* شيما *
* ماني *
* سايه *
* الينا *
* سحر *
* نيكو *
* انيسا *
* ساقي *
* حاج اويس *
* ژيلا *
*نداي آسمون*
*باران بهاري*
* عاطفه *
* مهين *
* رويا *
* احسان *
* سميرا *
* حامده *
* شميم *
* نسيم سبز *
* سعيد خان *
* ستاره *
* نگار و نازي *
* سارا 86 *
* ناديا *
* آيدا *
* ياسين *
* محمد خان*
* (چتفورآي) *
* جملات رمانتيك *
* حضرت عشق *
* ستايش جون *
* دريا خانم *
* كد آهنگ وبلاگ *
* شهروند كارت( داش رضا)*
* كامران نجف زاده *


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS